تو مثل اونا نباش اونا مارو دوس ندارند
تو اطاقشون گل مصنوعي بيشتر مي ذارند
تو مثل اونا نباش چون زير بارون نمي رند
مثل ليلي نمي شند تو خواب مجنون نمي رند
تو مثل اونا نباش اونا واسم بس نبودند
اونا مثل نقش معبدا مقدس نبودند
تو مثل اونا نباش اونا وفادار نبودند
محض خاطر کسي هيچ شبي بيدار نبودند
تو مثل اونا نباش اونا شکستن بلدند
به حساب خود خواهيم نذار ولي اونا بدند
تو مثل اونا نباش اونا ازم جدا شدند
بي دليل شکستن و رفتن و بي وفا شدند
تو مثل اونا نباش مثل همين حالات بمون
خيلي آروم و زلال و با وفا و مهربون...
__________________
اوني که گفتم نرو گفت نميشه
ديروز ديگه رفت واسۀ هميشه
وقتي ميخواست بره منو صدا کرد
وايساد و تو چشماي من نگا کرد
گفت ميدوني خودت واسم عزيزي
اين اشکارم بهتره که نريزي
بايد برم سفر واسم بهتره
ولي کسي که مونده عاشقتره
تقدير ما از اولم همين بود
يکي تو آسمون، يکي زمين بود
هر جا برم هميشه ايرونيم
غرق يه جور حسّ پريشونيم
خدا نخواست هميشه پيشم باشي
ولي مهم اينه که مريم باشي
تو تقدير ما هرچي حيرونيه
مال خطوط روي پيشونيه
شايد اگه دائم بودي کنارم
يه روز ميديدم که دوست ندارم
ميخوام برم که تا ابد بمونم
سخته براي هردومون؛ ميدونم
گريه نکن گريه هاتو نگه دار
لازم ميشه گريه براي ديدار
نذار که پُر گريه بشه خاطره
هرکي که اشک نريزه عاشقتره
اون کسي که ميخواد بشه ستاره
هيچ چاره اي بجز سفر نداره
بذار برم يه مدتي بمونم
شايد که قدر اينجا رو بدونم
اصلا شايد اونجا دوام نيارم
يا ناتموم بمونه اونجا کارم
دعا نکن اونجا بهم نسازه
آدم که حرفش دوتا شد مي بازه
رفتن من شايد يه امتحانه
واسه شناسايي اين زمانه
خودم ميرم، عکسام ولي تو قابه
ميشنوه حرفو ولي بيجوابه
بارون که باريد برو زير بارون
به ياد ديداراي اون روزامون
تو چمدونم پُر عطر ياسه
چشمام با چشماي تو در تماسه
فکر نکني دوري و اونجا نيستي
قلب من اينجاست، تو تنها نيستي
رفتن من بازي سرنوشته
هموني که رو پيشونيم نوشته
يه کاري کن اين رفتن موقت
آدما رو نندازه توي زحمت
نذار که نقطه ضعفتو بدونن
پشت سرِ من و تو چيز بخونن
منتظر شعرا و نامه هاتم
غصه نخور زندگي رنگارنگه
يه وقتايي دور شدنم قشنگه
ديگه سفارش نکنم عزيزم
نذار منم اينجوري اشک بريزم
شايد يه روز به همديگه رسيديم
همديگه رو شايد يه جايي ديديم
شايد يه روز ديدي که توي جاده
يه آشنا منتظرت وايساده
شايدم اين ديدار آخرينه
اگر که باشه زندگي همينه
مراقب گلدون اطلسي باش
يه وقتايي منتظر کسي باش
کسي که چشماش يه کمي روشنه
شايد يه قدري ام شبيه منه
کسي که چون مي خواد بشه ستاره
هيچ چاره اي به جز سفر نداره
داغ دلت هروقت که ميشه تازه
بهش بگو با روزگار بسازه
ديگه بايد برم که خيلي ديره
فقط نذار خاطرمون بميره
اون رفت و از دور دسّاشو تکون داد
خوبياشو يه بار ديگه نشون داد
همه ميگن فقط يه روزه رفته
انگار ولي گذشته صد تا هفته
با اينکه قلبش بي ريا و پاکه
چون رفته دنيا پُر گرد و خاکه
اي کاش نميرفت و سفر نميکرد
يا لا اقل منو خبر نميکرد
اما نه، خوب شد که منو خبر کرد
اشکام وديد و بعد از اون سفر کرد
از وقتي رفت دسام به آسمونه
شايد پشيمون بشه و بمونه
خودش ميگفت چونکه بشه ستاره
هيچ چاره اي به جز سفر نداره
انقد مي شينم که بشه ستاره
بياد به کشور خودش دوباره
فهميدم امروز سفرم يه درده
من چه کنم اگر که بر نگرده
پشت سرش آب ميريزم يه دريا
شايد پشيمون شه نمونه اونجا
الهي که بدون هيچ فرودي
بشه ستاره و بياد به زودي
الهي که تموم چش به راها
بياد سفر کردشون از تو راها
الهي هيچ جايي سفر نباشه
هيچ چشمي منتظر به در نباشه...
لينك ثابت
نوشته شده در چهارشنبه 19 دی1386ساعت 13:1 توسط ..:: فرشید ::..